نگاه آزاد
۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه
ساکتن این مردم، توی شهر وُ حومه چه دروغی می‌گه: «همه‌چی آرومه»!

همه‌چی آرومه، توی رأی آب بستی

کودتایی خوبه، که رئیسش هستی

همه‌چی آرومه، سبزا رو خوابوندی

شک نداری انگار، تا ابد تو موندی

همه‌چی آرومه، تو چه‌قد خوشحالی

به خیالت داری، در ِ ما می‌مالی

عقده داری بدبخت، از چشات معلومه

تو تی‌وی می‌خندی، همه‌چی آرومه

می‌گی توی ایران، کمرا مرغوبه

دو سه تا کافی نیس، بچه ده تاش خوبه

آدمای طعم‌دار، مال ِ اون غربی‌هاست

روزی رو می‌سازه، اونی که اون بالاست

همه‌چی آرومه، تو چه‌قد خوشحالی

به خیالت داری، در ِ ما می‌مالی

عقده داری بدبخت، از چشات معلومه

تو تی‌وی می‌خندی، همه‌چی آرومه

همه‌چی آرومه، انگاری بد مستی

دنیا تو دستاته، پرُ خالی بستی

همه‌چی آرومه، بچه‌ها خوابیدن

واسه‌ی کابوست، خوابِ خوبی دیدن

همه‌چی آرومه، تو چه‌قد خوشحالی

دو سه روزی خوش باش، تو خیال ِخالی

بدجوری ترسیدی، از چشات معلومه

آخرش وا می‌دی، همه‌چی آرومه

غرقه‌ی سیلابی، آخر ِ این بازی

از اساس ویرونه، کاخی که می‌سازی

توی کله‌ت می‌گه، دنیا رو ویرون کن

این خیال ِ خامُ، از سرت بیرون کن

همه‌چی آروم نیس، کیه که خوشحاله؟

واژه‌ها سر می‌رن، توی این غم‌باله

ساکتن این مردم، توی شهر وُ حومه

چه دروغی می‌گه: «همه‌چی آرومه»!
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه
بضاعت فوتبال ما فقط همان کمک داور جام جهانی است

باخت مشابه و تحقیر آمیز استقلال در مقابل الشباب عربستان آنهم در شرایطی که دو بر یک جلو بود نشان از واقعیت و ضعف غیر قابل انکار تفکر فوتبالی و مدیریت ورزشی ماست . فوتبال ایران در 5 سال گذشته خصوصا بعد از جام جهانی 2006 افول زیادی کرده است بطوریکه در آسیا در رده ملی رده تیمهای درجه دو و در رده باشگاهی به رده سوم آسیا رسیده ایم..در حال حاظر تیمهای باشگاهی ما در مقابل تیمهای شرق درو مانند ژاپن و کره و باشگاههای عربستان هیچ حرفی ندارند(شاید بتوانند تیمهای چهارم و پنجم عربستان را شکست دهیم ولی در مقابل تیمهای خوب عربستانی به راحتی شکست می خوریم).فوتبال نازیبای ما چند سالی است که بازیکنی در سطح کلاس جهانی معرفی نکرده است و مربیان ما هم مدام در جا می زنندوتنها برای باشگاههای داخلی رقیب هستند و با توجه به نحوه باخت اغلب تیمهای ایرانی به تیمهای عربی , دانش و توان فنی مربیان داخلی کاملا مشهود است.

استقلال بازی الشباب عربستان را چند هفته پیش در امارات مقابل الجزیره باخت. روند بازی و تاکتیک کاملا یکسان و غلط استقلال در دو بازی اخیر نشان از سکون تاکتیکی و فکری مربیان دارد که فقط به فکر لیگ برتر هستند و هیچ برنامهای برای بازیهای برون مرزی ندارند.

در پایان قابل ذکر است که تا زمانیکه مدیران انتصابی عامل باشگاههای داخلی (که نه از روی لیاقت که از روی میزان وابستگی به دولت انتخاب شده اند ) با ضعف مدیریتی مشهود در فکر حفظ جایگاه مدیریتی شان خود را با مصاحبه های بی نتیجه و حاشیه سازی برای تیم و بازیکنان و کمیته انضباطی مشغول می کنند , فوتبال ما کماکان رو به قهقرا خواهد رفت.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه
کره شمالی : جهنم سرخ و نکبتی به نام کمونیسم

کره شمالی و کوبا تنها نقاطی از جهان هستند که همچنان آلوده به کمونیسم یا همان طاعون سرخ قرن بیستم باقی مانده اند . کوبا به واسطه نزدیکی اش به آمریکا و روابط خارجی اش با بسیاری از کشورهای دنیا ، سرزمین نسبتا شناخته شده ای هست . اما بسیاری از مردم دنیا از وقایع و حقایق درون کره شمالی که با سیستمی استالینی اداره میشود ، خبر چندانی ندارند . رهبر کنونی کره شمالی کیم چونگ ایل هست . پدر وی هم رهبر سابق این کشور بود و کیم ایل سونگ نام داشت . البته مردم بدبخت کره شمالی رهبر حکومتشان را (معاون رهبر) می نامند چرا که به فرمودهء مقامات آن کشور ، کیم ایل سونگ نمرده است بلکه به خورشید پیوسته و هر روز جهان را گرم و روشن می کند . در نتیجه مقام رهبری ایشان محفوظ است . در کره شمالی تنها کسی که حق فکر کردن دارد رهبر حکومت است که فرماندهء بزرگ نامیده میشود . وقتی فرماندهء بزرگ دربارهء مسئله ای حرفی زد دیگر هیچکس حق ندارد در آن زمینه اظهار نظر کند . از نظر حکومت کمونیستی آن کشور ، مردم کره شمالی و حتی مدیران و مقامات آن کشور وظیفه ای جز کشف حقیقت در افکار و سخنان رهبر نظام کمونیستی را ندارند . چندی پیش رهبر حکومت کره شمالی ( کیم چونگ ایل ) در حال بازدید از جایی به خانمی که کت و دامن پوشیده بود گفته بود شما در لباس سنتی کره ای زیباتر به نظر می رسید .. همان شب تلویزیون کره شمالی با قطع برنامه های عادی اش اعلام کرد از این لحظه به بعد همهء زنان شاغل در کشورمان موظف هستند که با لباس سنتی کره ای از خانه هایشان خارج شوند تا جهان زیباتر شود! کره شمالی طبیعت بسیار زیبایی دارد و دارای تنوع آب و هوایی شگفت انگیزی است اما مردم این کشور حق خروج از روستا ها یا شهرهایشان را ندارند . در واقع همه در همان جایی که زندگی می کنند زندانی هستند . برای رفتن از روستایی به روستایی دیگر و یا شهری به شهر دیگر باید از حکومت اجازه بگیرند . در کره شمالی کسی حق انتخاب همسر و ازدواج را ندارد ، مگر با موافقت وزارت امنیت آن کشور . یعنی دختر و پسری که عاشق هم شده اند باید گزارش کاملی از نحوهء عاشق شدنشان ، دلیل عاشق شدنشان ، میزان علاقه و احساسی که نسبت به یکدیگر دارند و خیلی چیزهای دیگری را در چندین صفحه بنویسند و تحویل مقامات امنیتی بدهند تا نوبت مصاحبه شان شود . قبل از مصاحبه ، سیستمهای امنیتی و نظامی کره شمالی هفت نسل پشت و جد و آباد دختر و پسر را بررسی می کنند و نهایتا اگر مورد مشکوکی دیده نشد ، برای ازدواج آن دختر و پسر جوان مجوز صادر می کنند .

مردم کره شمالی همیشه فقیر و قحطی زده هستند و سالیانه چندین هزار نفر از آنها به دلیل گرسنگی می میرند . دولت کره شمالی معمولا کمکهای غذایی خارجی را نمی پذیرد چرا که معتقد است این غذا ها ممکن است روی افکار مردم اثرات نامطلوب بگذارد و باعث تهاجم فرهنگی علیه نظام کمونیستی شود . سفر مردم کره شمالی به خارج از کشور مطلقا ممنوع است و هر کس مایل به دیدن خارج باشد به عنوان یک ضد کمونیست و عامل دشمن دستگیر می شود . حتی تلفن زدن به خارج از کشور هم می تواند منجر به تیرباران شخص تلفن کننده شود . سفر خارجی ها نیز به داخل کره شمالی مطلقا ممنوع هست ، بجز کمونیستها و سوسیالیستهای ضد آمریکایی که از برخی از کشورهای دنیا به شکل گروهی و به صورت تورهای همبستگی! و برای شرکت در جشنهای دولتی به این کشور سفر می کنند . به ازای هر توریست هم یک نفر برای مراقبت و بطور شبانه روزی در کنارش هست تا مبادا با کسی حرفی بزند . در کره شمالی حتی خواب دیدن مردم هم کنترل میشود و دانش آموزان موظف هستند آخرین خوابهای سیاسی خود و والدینشان را به نمایندهء وزارت امنیت در کلاسشان! گزارش کنند . انتشار هر نوع خبر ناخوشایند سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و غیره که مربوط به کره شمالی باشد ممنوع است . هر گونه انتقاد از نظام کمونیستی و مقامات آن نیز جرم تلقی میشود . دوازده روزنامه در این کشور منتشر می شوند اما خبرنگار ندارند! این روزنامه ها موظف هستند که هر روز خبرهایی که از وزارت اطلاعات و امنیت دریافت می کنند را عینا منتشر کننند . فقط برخی از مقالات آنها با هم فرق می کند . پخش و نمایش هر نوع فیلم و حتی کارتون خارجی در تلوزیون کره شمالی مطلقا ممنوع است . پدیدهء اینترنت در کره شمالی وجود ندارد و داشتن رادیوهایی که قادر به دریافت امواج خارجی باشند و یا گیرنده های تلوزیونهای ماهواره ای و دستگاه فاکس جرم است . حتی موبایل و دوربین فیلمبرداری نیز جزو ابزار جاسوسی برای دشمن محسوب میشوند و دارنده اش می تواند با مجازات تیرباران در ملاء عام روبرو شود . کمونیستهایی هم که به عنوان مهمان دولت کره شمالی و به منظور شرکت در جشنهای دولتی به آن کشور سفر می کنند باید به محض ورود ، دوربین فیلمبرداری و موبایل خود را تحویل بدهند و در وقت خروج از آن کشور تحویل بگیرند . حرف زدن با اتباع کره شمالی برای خارجی ها مطلقا ممنوع است و حتی اگر قیمت کالایی را هم بخواهند بپرسند این کار را باید از طریق فردی که مراقب توریست است و او را قدم به قدم همراهی می کند ، پرسیده شود . مردم کره شمالی هیچ خبری از دنیای بیرون از کشورشان ندارند و تاکنون هیچ فیلم خارجی را در تلوزیونشان یا سینماهایشان ندیده اند . آنها نمی دانند که واقعا در دنیا چه می گذرد؟ چند سال پیش در دانشگاه پیونگ یانگ کره شمالی فیلم اولیور توئیست که داستانش متعلق به دویست سال پیش است را برای دانشجویان نمایش داده بودند و گفته بودند حالا خودتان خیابانهای لندن را ببینید و قضاوت کنید که ما پیشرفته تریم یا اروپایی ها؟ مقامات کره شمالی می گویند تماشای فیلمهای خارجی باعث تهاجم فرهنگی دشمن می شود . اصولا مقامات کره شمالی به تمام دنیا ( بجز چین ، روسیه ، کوبا ، لیبی ، سوریه و ونزوئلا ) می گویند دشمن . در کره شمالی آموزش و پرورش رایگان است اما نود درصد از مطالب کتابها در وصف مقام رهبری کره شمالی و پدرش و نیز دستاوردهای حکومت کمونیستی است . بهداشت و درمان هم رایگان است اما در بیمارستانهایش هیچ نوع دارو و امکاناتی وجود ندارد و بیماران صرفا برای مرگ و راحت شدن از دست زجر کشیدنهایشان به آنجا می روند . مردم کره شمالی به ظاهر در مسکن های رایگان زندگی می کنند اما خانه هایشان به سلول انفرادی بیشتر شبیه هستند تا منزل و مسکن یک انسان . هیچ کس حق داشتن ماشین شخصی را ندارد و هفتاد درصد مردم برای مسافرتهایشان از دوچرخه استفاده می کنند . همهء مردم کره شمالی موظف هستند که با یونیفرم رسمی از منزل خارج شوند و یا آنکه علامت خاصی را روی پیراهنهایشان نصب کنند تا به این ترتیب وزارت اطلاعات و امنیت کشورشان بداند چه کسانی و با چه شغلها و موقعیتهایی در حال عبور و مرور در کوچه ها و خیابانها هستند . در کره شمالی دو نوع پول رایج وجود دارد . یکی پولی که مردم آن کشور استفاده می کنند و یکی هم پولی که خارجی های مقیم آن کشور موظفند خرج کنند . سیستمهای امنیتی کره شمالی معتقدند که به این شکل می توان فهمید که چه کسی از دشمن و یا توریستهای خارجی پول گرفته یا با او معامله کرده است . مردم کره شمالی موظف هستند که هر روز و قبل از شروع کار ابتدا در مقابل مجسمه های رهبر حکومتشان و پدر او تعظیم کنند و سپس به مدت ده دقیقه به سخنرانی های ضد آمریکایی رئیس یا مدیر یا معلمشان گوش کنند و بعد هم به مدت پنج دقیقه شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر دشمن بدهند و آنگاه کارشان یا درسشان را آغاز نمایند . این برنامه پنجاه سال است که هر روز صبح در سراسر کره شمالی اجرا می شود . درآمد همهء مردم در کره شمالی یکسان است و هر نفر معادل ۴۸ هزارتومان در ماه حقوق می گیرد . ورزشکاران کره شمالی قبل از اعزام به خارج از کشور و حضور در مسابقات خارجی ، ابتدا در کلاسهای عقیدتی و سیاسی شرکت می کنند و بعد خانواده هایشان به گروگان گرفته میشوند تا فرزند ورزشکارشان به کره برگردد . اگر کسی برنگشت ، همهء عزیزانش را یکجا تیرباران می کنند . وقتی هم برگشت اجازهء دیدن هیچ کس را ندارد و برای مدتی طولانی توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کره شمالی بررسی میشود تا مشخص گردد که در چند روزی که در کشورش نبوده آیا مورد تهاجم فرهنگی دشمن قرار گرفته است یا نه؟ کشور کره شمالی تنها یک وبسایت دارد! من بعدا دربارهء این وبسایت و مطالبش (که به انگلیسی هم هستند) نکات جالبی را خواهم نوشت . مردم کره شمالی معتقد هستند که به دلیل اعتقادشان به کمونیسم و زندگی در یک کشور کمونیستی ، خوشبخت ترین انسانهای روی زمین هستند . از نظر عموم مردم بدبخت و مفلوک و بی خبر از دنیای کره شمالی مارکس و انگلس و لنین و استالین سازندگان تاریخ و تمدن بشری هستند . آنها تحت تاثیر بمبارانهای تبلیغاتی حکومتشان بر این باور هستند که رهبر سابقشان ( کیم ایل سونگ ) بعد از مرگش به خورشید پیوسته و کار خوبی هم البته کرده است اما اگر رهبری کنونی شان بمیرد نه تنها کره زمین بلکه منظومه شمسی نیز متلاشی خواهد شد! تنهاسایت کره شمالی که توسط وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور اداره میشود صراحتا به زبان انگلیسی نوشته است که طبق کشف جدیدی که شده ، کیم ایل سونگ از همان ابتدا بخشی از خورشید بوده! وقتی کیم ایل سونگ مرد ، مرکز هواشناسی کره شمالی اعلام کرد به دلیل پیوستن رهبر بزرگ و بنیانگزار کبیر انقلاب کمونیستی کره شمالی به خورشید ، درجهء حرارت خورشید و طبیعتا گرمای جهان بطور ناگهانی بالا رفته است! سازمان حفاظت محیط زیست کره شمالی نیز اعلام کرد گروهها و دسته های انبوه و بی شماری از پرندگان به طرز شگفت انگیزی برای بنیانگزار انقلاب شکوهمند کمونیستی ادای احترام کرده اند . در آن زمان روزنامهء اطلاعات چاپ تهران این خبرها را عینا و به نقل از خبرگزاری ها منتشر کرد .

روش دریافت کارت اعتباری اینتر نتی مجانی

طبق مراحل زیر برو تا به ویزا
کارت مجانی برسی و هر چیز که می خواهی بر روی
اینترنت می تونی خریداری کنی مثل پرمیوم اکانت رپیدشیر

!!!!!
-1 به این آدرس برو

http://www.AWSurveys.com/HomeMain.cfm?RefID=khasha_id


درمرحله بعد

بر روی این گزینه کلیک کن Create A Free Account

در این مرحله گزینه ها را باید پر کنی.

1. UserName:
نام کاربری

2. Password:
کلمه عبور (حتما باید بین 7-15حرف باشد)

3. First Name:
اسم شخص(هر چیز)

4 .Last Name:
نام خانوادگی(هر چیز)

5.
مذکر یا مونث(Male: مذکر )(Female: مونث )

6.
سن

7.
ایمیلت

8.
کلمات درون عکس را باید وارد کنی.

9.
بر روی Create Free Account کلیک کن و صفحه جدیدی نمایان می شود، و
این تازه شروع کاره
و این جدول برات نمایان می شه :

My A.W.Survey State:
و مقدار پولت صفره ،
و کمی پایین تر جدولی دیگر قرار دارد با نام:

The Following Surveys are Available:
وارد هر یک از گزینه ها بشی مثلا :

Welcome Survey -- A $6.00 Website Evaluation is Available.
بر رویش کلیک کنید،
صفحه جدیدی نمایان می شه، کلیک کنید :
Start Survey Now
،
دو تا مکان برای نوشتن ظاهر می شود،هر چیزی که می خواهی وارد کن و بعد بر
روی گزینه زیر کلیک کن
click here to submit both reviews
وقتی صفحه دیگری بازشد بر روی گزینه زیر کلیک کن:
Click Here to go Home and to see your New Balance
صفحه دیگری باز می شه،و دوباره سراغ همان جدولی که گفتم برو:
و دوباره این کار را انجام بده تا پولت به ۲۶ دلار برسد.
و بعد بر روی این گزینه کلیک کن.
Refer Friends and Earn 1.25 per Friend
در قسمت Your Direct Referring Link is below لینک اختصاصیت قرار دارد.
آنرا به دوستات معرفی کن تا مراحلی توا را طی کنند. به ازای ثبت نام کردن
هر کدام از دوستات مبلغی به پولت اضافه میشه.

و به این صفحه برویدHome :
و سپس به همان جدول پولت برگردی.

وقتی پولت به ۷۵ دلار رسید بر روی گزینه کلیک کن Redeem Money
بعد به صفحه دیگری میروی،
شماره کارت ویزا اهدا می شه
ویزا کارت مجانی رایگان دریافت می کنی و هر چیز که می خواهی بر روی
اینترنت می تونی خریداری کنی

شعر متناسب با سال 1389

سال آینده که سال ببر است

سال ترکیب فشار و صبر است

سال آینده که شد سال پلنگ

سال این دولت زیبا و قشنگ

هفت سین دگرى مى باید

تا مگر رحمت حق بگشاید:

سین اول به سر سفره ى عید

یک سفینه است به نام امید

سین دوم که خودش تکخالى ست

سوخت هسته اى جنجالى ست

سین سوم که به سینى باشد

نام آن سیب زمینى باشد

سین چارم سفر استانى ست

آن سفرها که خودت مى دانى ست

سین پنجم که درون سطل است

بى شک و شبهه سهام عدل است

سین بعدى ششمین سین باشد

سهمیه بندى بنزین باشد

سین آخر که خوراک هالو ست

سین ساندیس هلو آلبالو ست

کشاورز نمونه

یكی از كشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود.

رقبا و همكارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند.

به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب كارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نكته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند. این كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌كرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

كنجكاویشان بیش‌تر شد و كوشش علاقه‌مندان به كشف این موضوع كه با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

كشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات باروركننده غلات را از یك مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و كیفیت محصول‌های مرا خراب نكند!»

همین تشخیص درست و صحیح كشاورز، توفیق كامیابی در مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می‌آورد.

گاهی اوقات لازم است با كمك به رقبا و ارتقاء كیفیت و سطح آنها، كاری كنیم كه از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم

ملك الشعرای بهار

در محرّم ، اهل ری خود را دگرگون می كنند

از زمين آه و فغان را زيب گردون می كنند


گاه عريان گشته با زنجير ميكوبند پشت

گه كفن پوشيده ،‌ فرق خويش پرخون می كنند


گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا

جويبار ديده را از گريه جيحون می كنند


وز دروغ كهنه ی « يا لیتنا كنّا معك»

شاه دين را كوك و زينب را جگرخون می كنند

خادم شمر كنونی گشته، وانگه ناله ها

با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون می كنند


بر “يزيد” زنده ميگويند هر دم، صد مجيز

پس شماتت بر يزيد مرده ی دون می كنند


پيش ايشان صد عبيدالله سر پا، وين گروه

ناله از دست “عبيدالله مدفون” می كنند

حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلی

هر دو را تسليم نوّاب همايون می كنند

آيد از دروازه ی شمران اگر روزی حسين

شامش از دروازه ی دولاب بيرون می كنند


حضرت عباس اگر آيد پی يك جرعه آب

مشك او را در دم دروازه وارون می كنند


گر علی اصغر بيايد بر در دكانشان

درد و پول آن طفل را يك پول مغبون می كنند


ور علی اكبر بخواهد ياری از اين كوفيان

روز پنهان گشته، شب بر وی شبيخون می كنند

لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد

خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون می کنند


گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد

خاك پايش را به آب ديده معجون می كنند


سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است

هی نشسته لعن بر هارون و مامون می کنند


خود اسيرانند در بند جفای ظالمان

بر اسيران عرب اين نوحه ها چون می كنند؟

تا خرند اين قوم، رندان خرسواری می كنند

وين خران در زير ايشان آه و زاری می كنند

داستان خر وزنبور

یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود. در یک چمنزاری خرها و زنبورها زندگی می کردند. روزی از روزهاخری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن می شود. از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود ، می کند و زنبور بیچاره که خود رابین دندانهای خر اسیر و مردنی می بیند ، زبان خر را نیش می زند وتا خر دهان باز می کند او نیز از لای دندانهایش بیرون می پرد . خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کند ، عر عر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال می کند. زنبور به کندویشان پناه می برد. به صدای عربده خر ، ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را می پرسد. خر می گوید : « زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را بکشم.» ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند. سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می دهد که برای نجات جانش از زیر دندانهای خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است.ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می فهمد ، از خر عذر خواهی می کند و می گوید :« شما بفرمائید من این زنبور را مجازات می کنم.» خر قبول نمی کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که نه خیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم. ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر می کند. زنبور با آه و زاری می گویدقربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم عادلانه است ؟» ملکه زنبورها با تاسف فراوان می گوید :« می دانم که مرگ حق تو نیست . اما گناه تو اين كه با خر جماعت طرف شدی که زبان نمی فهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است